مقالات و پایان نامه ها

تاریخچه فعالیت های انجام شده در پیدا کردن بهترین روش برون سپاری

2.3. تاریخچه فعالیت های انجام شده در پیدا کردن بهترین روش برون سپاری

همانطور که گفته شد برون سپاری فعالیت های لجستیک معکوس در کاهش هزینه ها، بهبود در تحویل به موقع و رضایتمندی مشتری بسیار موثر و کارآمد خواهد بود. اگر یک شرکت برون سپاری لجستیک معکوس را به عنوان یک استراتژی بپذیرد آنگاه انتخاب یک تامین کننده لجستیک معکوس طرف سوم (3PRLP) تبدیل به یک امر مهم خواهد شد.

“کروم وید” و “شو”[1] (2002)، یک مدل تصمیم گیری لجستیک معکوس برای آنالیز انعطاف پذیری و قابلیت اجرای لجستیک معکوس توسط تامین کنندگان طرف سوم مانند شرکت های حمل و نقل ایجاد کردند.

“مسد” و “سارکیس”[2] (2002)، یک مدل برای انتخاب و ارزیابی 3PRLP یا استفاده از روش ANP ایجاد کردند.

همچنین “راوی”[3] (2005)، از کارت امتیاز دهی متوازن (BSC) و مدل تصمیم گیری گفته شده بر مبنای ANP برای انجام فعالیت های لجستیک معکوس برای کامپیوترهای از رده خارج شده استفاده کرد.

محققان عوامل موثر، ابعاد و گزینه های در دسترس برای تصمیم گیرنده به منظور رسیدن به یک تصمیم مناسب را به هم متصل کردند. “راوی” و “شانکار”[4] (2005)، یازده محدودیت لجستیک معکوس در صنعت اتومبیل را معرفی کرده و از مدل ISM[5] برای آنالیز روابط بین این محدودیت ها استفاده کردند.

جزئیات مرور ادبیات در زمینه لجستیک معکوس توسط “ساسی کومار” و “کانان” (2008,a,b)، (2009) و “پخارل” و “موسی”[6] (2009)، انجام شده است.

“هوانگ”[7] (2005)، دو روش ISM و ANP را برای آنالیز وابستگی زیر سیستم ها و بازخور روابط با هم تلفیق کرد.

“بیان” و “یو”[8] (2009)، کشورهای مختلفی در آسیا را برای تعیین شایستگی آنها در واگذاری فعالیت های لجستیک معکوس آنالیز کرد. این کار در کارخانه برق بین المللی انجام شد و از روش AHP استفاده کرد.

“کوو”[9] و دیگران (2006)، مدل GFDA را برای ارزیابی گزینه های مختلف طراحی محصول بر اساس مسائل زیست محیطی به وجود آورد. آنها ساختار سلسله مراتبی شاخص های طراحی زیست محیطی را از طریق AHP برای چهار بعد: تجزیه و تحلیل موجودی، تجزیه و تحلیل تاثیرات، تجزیه و تحلیل هزینه چرخه عمر و تجزیه و تحلیل بهبود و اصلاح ایجاد کردند.

“کانان” (2008)، واکنش بین معیارها را مورد بررسی قرار داد این روش برای انتخاب تامین کنندگانی که از روش های ISM و ANP برای اجرای فعالیت های زیست محیطی استفاده می کنند به کار برده می شود.

“هاگ”[10] و “کانان” (2006) تلفیقی از انتخاب تامین کننده و مدل توزیع چند رده را به منظور زنجیره تامین محیط زیست معرفی کردند که در آن از ANP فازی و الگوریتم ژنتیکی استفاده کردند.

“چن”[11] (2006)، یک روند تصمیم گیری فازی را برای انتخاب تامین کننده در یک سیستم زنجیره تامین را به وجود آورد.

“هاگ” و “کانان” (2006)، یک مدل برای ارزیابی و انتخاب فروشنده با استفاده از AHP و AHP فازی ارایه دادند.

“یانگ”[12] و “هوانگ” (2007)، تکنیکی را به منظور مرتب سازی اولویت ها به گونه ایی که به راه حل ایده آل شبیه باشد، TOPSIS و TOPSIS فازی را مانند روش های تصمیم گیری چند معیاره (MCDM) را معرفی کردند.

“کانان” ، “پوخارل” و “ساسی کومار” (2009)، به منظور انتخاب تأمین کننده لجستیک معکوس دو روش ISM و TOPSIS فازی را با هم تلقیق کردند.

TOPSIS و TOPSIS فازی در حل بسیاری از مسایل MCDM به کار برده می شود (کانال، 2009).

همان گونه که در مرور ادبیات گفته شد پیداست کارهای زیادی برای انتخاب تأمین کننده لجستیک معکوس طرف سوم (3PRLP) از طریق استفاده از ابزار تصمیم گیری صورت نگرفته است.

در اینجا ما قصد داریم که از طریق به کارگیری ابزارهای تصمیم گیری گروهی چند معیاره در محیط فازی بهترین تأمین کننده لجستیک معکوس طرف سوم را انتخاب کنیم.

در این تحقیق دو روش DEMATEL فازی و VIKOR فازی را به منظور انتخاب تأمین کننده لجستیک معکوس طرف سوم با هم تلفیق می کنیم.

 

[1] – Krumweide & Sheu

[2] – Mesde & Sarkis

[3] – Ravi

[4] – Shankar

[5] – Interpretive Structural Modelong

[6] – Pocharel & Mutha

[7] – Huang

[8] -Bian & Yu

[9] – Kuo

[10] – Hag

[11] – Chen

[12] – Yang