مقالات و پایان نامه ها

استراتژی فناوری اطلاعات

2-2-۲– استراتژی فناوری اطلاعات

این استراتژی تعیین می کند که چگونه کسب و کار مورد انتظار در یک سازمان در آینده تحقق پیدا می کند و چگونه ماموریت ها و اهداف جامع کسب و کار توسط فناوری پشتیبانی می گردد.

برنامه استراتژیک فناوری اطلاعات کلیه تغییراتی که محیط جامع سازمان در آینده چه درداخل و چه در خارج با آن مواجه خواهد شد و نیز فرصتهای بالقوه فناوری اطلاعات را در نظر می گیرد.

تدوین استراتژی فناوری اطلاعات یک فرآیند است که کاربردهای زیر را در بر می گیرد:

  1. ایجاد ارزش افزوده در فرآیندهای کسب وکار
  2. ارتباط دهی موثر سازمان با مشتریان، ارباب رجوع یا عرضه کنندگان
  3. تولید محصولات یا خدمات جدید
  4. بهبود اثربخشی تصمیم گیری مدیران و افزایش کارآیی سازمان
  5. ارتقای یادگیری سازمانی
  6. کسب مزیت رقابتی]۲ [

 

2-2-3- روش ها و متدولوژهای  برنامه ریزی راهبردی

برنامه ریزی راهبردی منجر به استخراج راهبردها یا جهت گیری های کلی سازمان می گردد. تهیه برنامه راهبردی شامل سه مرحله اساسی ۱- تدوین استراتژی ۲- اجرای استراتژی ۳- ارزیابی استراتژی می باشد. در شکل زیر ارتباط بین این مراحل در الگوی استراتژی آمده است:

اجرا
بازخور

 

تعیین

هدف های بلندمدت

تعیین ماموریت
بررسی

عوامل

خارجی

بررسی

عوامل

داخلی

تدوین، ارزیابی و انتخاب  استراتژیها
تعیین هدف های سالانه و سیاست ها
تخصیص منابع
محاسبه و ارزیابی عملکرد
تدوين
کنترل

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شكل 2-4: الگوی مدیریت استراتژیک

بیشترین انتظاری که از برنامه­ریزی راهبردی می­رود فراهم ساختن امکان مانور سازمان در محیط متغیر، برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده است.

 

2-2-3-1- رویکردهای  برنامه ریزی  راهبردی

روش های ارائه شده برای برنامه ریزی راهبردی را می توان  به دو گروه کلی زیر دسته بندی کرد:

  • روش های مبتنی بر رویکرد تجویزی[1]

در این روش با بکارگیری دستورالعمل ها و ابزارهای تحلیلی به استخراج استراتژی ها می پردازند. در واقع استخراج هر استراتژی مبتنی بر انجام فرایندی گام به گام است که برای هر گام آن دستورالعملی خاص تجویز شده است. نمونه این روش ها، تحلیل SWOT و ماتریس هایBCG ، SPACE، IE و GS می باشد.

در این روش به جنبه هاي علمي و تحليلي مباحث برنامه ريزي استراتژيك بیشتر از جنبه های هنرمندانه آن مي پردازد و تا حد قابل قبولی بر اساس عوامل قوت، ضعف، فرصت و تهدید  محیط پیش بینی کرده، سپس  استراتژي را بصورت كاملا آگاهانه و قدم به قدم، طراحي کرده، اجرا  و كنترل مي  کند. پس در این روش سه مرحله بارز و جداگانه، طراحی، برنامه ریزی و موقعیت یابی وجود دارد.

  • روش های مبتنی بر رویکرد توصیفی[2]

در این روش بر ارائه الگوی مفهومی به منظور خلق استراتژی ها تاکید دارند و توسعه تفکر استراتژیک را زیربنای دستیابی به استراتژی های اثربخش می دانند و آن را موثرتر از دستورالعمل های خاص می دانند. پس در این روش باید فضای تفکر استراتژیک را در سازمان ایجاد کرد.

در واقع در این روش به جنبه های هنرمندانه مباحث برنامه ریزی استراتژیک بیشتر اهمیت داده، و پيش بيني آينده در شرايط تغيير و تحول را چندان امكان پذير نمی داند. از طرفی نیز فرصت ها و تهدیدهای بیرون سازمانی را غیر قابل اطمینان می داند.  معتقد است بايد بيشتر استراتژي ها را متاثر از سازمان ها دانست و انتخاب استراتژي و سپس تغيير ساختار سازمان مبتني بر اين استراتژي ها را نه صحيح و نه چندان عملي مي داند. علاوه بر اینها با توجه به شرايط و عوامل بيروني كه چندان ھم قابل پيش بيني نيستند بايد در  هر مقطع تصميم هاي متناسب را اتخاذ نمود. امكان تفكيك بين فرايند طراحي و اجرا فقط در سازمان هاي بسيار ساده و غيرپيچيده وجود دارد]۱و۶[.

[1] .Prescriptive schools

[2] .Descriptive schools